Home | Sign Up | Log In | Browse Users | Contact Us | Help | Ripside Inc.
View with default template | Who's Here?
Success = موفقیت
Profile


Nickname: GGR1360
Bio: " You CAN if you WANT "
Age: 28
Gender: M
Location: ir_Tehran
My Emails:: GGR1360@yahoo,Hotmail&Gmail.com

Friends
Send private message
Invite to Friend Network
Photo Album

Categories
All Categories
Youth Energy...

Archives
November, 2008
September, 2008
July, 2008
August, 2007
January, 2007

آدرس وبلاگ جدید
http://ggr1360.blogfa.com/
شـــانـــس
زمانی کشاورزی زندگی می کرد. او یک پسر و یک اسب داشت. روزی اسب کشاورز فرار کرد، و همه همسایگان برای تسلی دادن به او آمدند و گفتند: « چه بد اقبالی ای که اسب تو گریخته است! » پیر مرد جواب داد: « چه کسی می داند که این اتفاق خیر است یا شر.» همسایه ها گفتند: « البته که شر است! » ظرف یک هفته، اسب کشاورز به همراه بیست اسب وحشی دیگر به خانه بازگشت. همسایه ها برای تبریک آمدند و گفتند: « چه خوش اقبالی ای که اسب به همراه بیست اسب دیگر برگشته است! » پیر مرد جواب داد: « چه کسی می داند که این اتفاق خیر است یا شر! »
روز بعد، پسر کشاورز که مشغول تربیت اسبهای و حشی بود بر حسب اتفاق افتاد و پایش شکست. همسایه ها برای تسلی دادن آمدند و گفتند: « عجب بد بیاری ای! » و کشاورز گفت: « از کجا می دانید که این اتفاق خیر است یا شر! » بعضی از همسایه ها از کوره در رفتند و گفتند: « پیر مرد احمق! معلوم است که شر است! »
یک هفته گذشت، و ارتشی وارد شهر شد و تمام مردان جوانی که سالم بودند برای جنگیدن در سرزمینهای دور دست به خدمت ارتش در آوردند، اما پسر کشاورز با پای شکسته باقی ماند. همه همسایه ها برای تبریک آمدند و گفتند: « عجب اقبالی که پسرت را نبردند! » و کشاورز جواب داد: « از کجا معلوم؟ »
ما می توانیم تمام زندگی مان را به قضاوت کردن درباره اتفاقات بگذرانیم: « این اتفاق خوب است، آن اتفاق بد است . . . »
این کاری بیهوده است. زمانی که ما روی اتفاقات برچسب « فاجعه » می چسبانیم، تنها یک درصد از تصویر کلی آن اتفاقات را می بینیم.
تا زمانی که شما روزتان را با فریاد زدن و غرغر کردن سپری می کنید، فایده ای نصیبتان نمی شود. اما لحظه ای که دیدتان را عوض کنید، همه چیز تغییر می کند.

اندرو متئوس (به دنبال دل خود باشید)

Just Positivly Thinking.
GR
نــــیایش و نــــیاز
خدايا!به من توفيق تلاش،در شكست،صبر،در نوميدي‌ ؛رفتن،بي همراه؛حهد،بي سلاح؛كار،بي پاداش؛فداكاري،درسكوت؛دين،بي دنيا؛مذهب،بيعوام؛عظمت،بي نام؛خدمت،بي نان؛ايمان،بي ريا؛خوبي،بي نمود؛گستاخي،بي خامي؛مناعت،بي غرور؛عشق،بي هوس؛تنهايي،درانبوه جمعيت؛دوست داشتن،بي آن كه دوست بداند؛روزي كن.

دکتر علی شریعتی
گفتگو با خدا


خدا پرسید: پس تو می خواهی با من گفتگو كنی؟

من در پاسخ گفتم : اگر وقت دارید

خدا خندید : وقت من بی نهایت است

در ذهنت چیست كه می خواهی از من بپرسی؟

بیاموزند كه درست نیست كه خودشان را با دیگران مقایسه كنند

بیاموزند كه فقط چند ثانیه طول می كشد تا زخم های عمیقی در قلب
آنان كه دوستشان داریم ایجاد كنیم

اما سالها طول می كشد تا این زخمها را التیام بخشیم

بیاموزند كه ثروتمند كسی نیست كه بیشترین ها را دارد

كسی است كه به كمترین ها نیاز دارد

بیاموزند كه انسانهایی هستند كه آنها را دوست دارند

فقط نمی دانند كه چگونه احساساتشان را نشان دهند

بیاموزند كه دو نفر می توانند با هم به یك نقطه نگاه كنند اما آن را
متفاوت ببینند
. . . شما هم نظرتونو بگید
در 15 سالگي آموختم كه مادران از همه بهتر مي دانند ، و گاهي اوقات پدران هم
در 20 سالگي ياد گرفتم كه كار خلاف فايده اي ندارد ، حتي اگر با مهارت انجام شود
در 25 سالگي دانستم كه يك نوزاد ، مادر را از داشتن يك روز هشت ساعته و پدر را از داشتن يك شب هشت ساعته ، محروم مي كند
در 30 سالگي پي بردم كه قدرت ، جاذبه مرد است و جاذبه ، قدرت زن
در 35 سالگي متوجه شدم كه آينده چيزي نيست كه انسان به ارث ببرد ؛ بلكه چيزي است كه خود مي سازد
در 40 سالگي آموختم كه رمز خوشبخت زيستن ، در آن نيست كه كاري را كه دوست داريم انجام دهيم ؛ بلكه در اين است كه كاري را كه انجام مي دهيم دوست داشته باشيم
در 45 سالگي ياد گرفتم كه 10 درصد از زندگي چيزهايي است كه براي انسان اتفاق مي افتد و 90 درصد آن است كه چگونه نسبت به آن واكنش نشان مي دهند
در 50 سالگي پي بردم كه كتاب بهترين دوست انسان و پيروي كوركورانه بد ترين دشمن وي است
در 55 سالگي پي بردم كه تصميمات كوچك را بايد با مغز گرفت و تصميمات بزرگ را با قلب
در 60 سالگي متوجه شدم كه بدون عشق مي توان ايثار كرد اما بدون ايثار هرگز نمي توان عشق ورزيد
در 65 سالگي آموختم كه انسان براي لذت بردن از عمري دراز ، بايد بعد از خوردن آنچه لازم است ، آنچه را نيز كه ميل دارد بخورد
در 70 سالگي ياد گرفتم كه زندگي مساله در اختيار داشتن كارتهاي خوب نيست ؛ بلكه خوب بازي كردن با كارتهاي بد است
در 75 سالگي دانستم كه انسان تا وقتي فكر مي كند نارس است ، به رشد وكمال خود ادامه مي دهد و به محض آنكه گمان كرد رسيده شده است ، دچار آفت مي شود
در 80 سالگي پي بردم كه دوست داشتن و مورد محبت قرار گرفتن بزرگترين لذت دنيا است

در 85 سالگي دريافتم كه همانا زندگي زيباست
...هشت راه برای مثبت گرایی

همه می دانیم که از طریق مثبت گرایی به راحتی می توانیم به سمت موفقیت سوق پیدا کنیم، اما آیا شما یک حس مثبت دائمی را نسبت به فضای بیرون از خود به نمایش می گذارید؟
در این قسمت نکاتی را به شما آموزش می دهیم که با به کارگیری آنها به راحتی بتوانید انرژی مثبت خود را به دیگران نیز انتقال دهید.
1- سلام و احوالپرسی با همکاران
شاید به نظرتان سلام و احوالپرسی با همقطاران یک امر بدیهی باشد، اما آنقدرها هم که شما تصور می کنید پیش پا افتاده نیست. این کار چند لحظه بیشتر وقت شما را نمی گیرد اما در عوض باعث می شود که در نظر دوستان و همکارانتان فرد خوش مشرب، جالب، و به یادماندنی جلوه کنید.
من در طول زندگی شغلی خود هم شغل های تمام وقت داشتم و هم به عنوان مشاور برای شرکتهای بسیاری در شهرهای بزرگ و مختلفی فعالیت داشتم. خیلی از افراد را میدیدم که با سر پایین و چهره ترشرویی رفت و آمد می کردند. یادم می آید یک بار برای شرکتی مشاوره می کردم. مدیر امور مالی هر روز صبح که می آمد مستقیم به سمت دفتر خود می رفت و حتی یک لحظه هم توقف نمی کرد که به افرادی که بر سر راهش قرار دارند نیم نگاهی بیندازد. حتما تا به اینجا خودتان متوجه شده اید که او یکی از افرادی بود که هیچ کس به او علاقه ای نداشت. شاید کار او با اعداد و ارقام قابل ستایش بود اما در روابط خود با مردم یک فاجعه بود.
2- لبخند
این کار هم شاید بدیهی باشد اما افراد بسیار کمی هستند که در زمینه شغلی این کار را انجام می دهند. زمانی که مشغول صحبت کردن با کارکنان هستید و یا در حال سخنرانی می باشید اجازه دهید هر چند وقت یکبار لبخندی بر روی لبانتان بنشیند. آنقدرها هم که فکر می کنید کار دشواری نیست. با مشاهده یک لبخند گرم هر کسی احساس بهتری هم نسبت به خود و هم نسبت به شما پیدا می کند.
به عنوان مربی ارتباطات من مدیران و کارفرمایانی را دیدم که به صورت خود یک ماسک می زنند و زمانی که در حال صحبت کردن با خدمه، کارکنان و همکارانشان هستند به سختی چهره هایشان تغییر می کند. اما موفق ترین مدیران کسانی هستند که اعتماد به نفس کامل داشته، از زندگی خود لذت ببرند و از اینکه در زمان مناسب لبخند ملیحی بر لبان خود آورند هیچ ترسی به دل راه نمی دهند.
3- تحسین و تشکر
سعی کنید به طور روزانه از افراد تشکر کنید. کسانی که کارهایشان را دور از انتظار انجام می دهند مستحق تشکر و تمجید شما می باشند. البته اگر این کار را در حضور سایرین انجا دهید که دیگر کارتان حرف ندارد!
ریچارد برنشن، مدیر یک موسسه اقتصادی که به دلیل شور و اشتیاق زیادش در کار مـعـروف شـده بـود در طـی مصاحبه خود با مجله "ثبت شرکت ها" به خبرنگار گفته بود "تعریف کردن از دیگران باعث می شود آنها رشد کنند، و انتقاد باعث می شود که ریشه تمام خلاقیت ها خشک شود." اغلب افراد به این دلیل که درآمد بالاتری داشته باشند شغل های خود را ترک می کنند و اولین دلیل استعفا نیز همین مورد می باشد. اما کنار آمدن از کار فقط به خاطر مسائل مالی نیست، عده دیگری از افراد نیز هستند که به این دلیل که به اندازه کافی تایید نشده و سایرین آنها را به رسمیت نمیشناسند مجبور می شوند که شغل خود را عوض کنند. یک رءیس شرکت که جزء میلیونرها هم هست "اسکات کوک" روزی به من گفت: " مردم به چیزی فراتر از حقوق سر ماه نیاز دارند" این گفته کاملا صحت دارد. افراد پایین مقام تر می خواهند که احساس کنند کارشان مفید است و از دید سازمان و کارفرمای خود افراد ارزشمندی هستند.
4- با همه به خوبی رفتار کنید
سعی کنید هر روز صبح در محل کار خود یک کار زیبا و دلپسند را در مورد یکی از همکاران خود انجام دهید به ویژه آنهایی که مقام پایین تری نسبت به شما دارند. برای مثال پیام تشکری برای آبدارچی که چای و شیرینی جلسه امروز را درست کرده بفرستید.
اگر فکر می کنید دیگران کارهای شما را زیر نظر ندارند من یک خبر برایتان دارم. مدیران، همقطاران و افراد پایین رتبه همه و همه چشم به کارهای شما دوخته اند و مرتبا در حال ارزیابی رفتار شما هستند. زمانی که سرمایه دار بزرگ "برنسن" را به یک برنامه تلویزیونی دعوت کرده بودن او صورت خود را آراسته بود و روی سر خود موی مصنوعی گذاشته بود، درست مثل اینکه قصد دارد در یک مسابقه زیبایی شرکت کند. او به شدت بر روی این امر تاکید می کرد و اظهار می داشت که از این طریق می توان تشخیص داد که افراد با اطرافیان خود چگونه برخورد می کنند و برای آنها در چه حد ارزش قائل هستند.
5- خونسردی خود را حفظ کنید
زمانی که مسائل جزئی بر وفق مراد شما پیش نرفت نباید به سرعت از کوره در روید و بگذارید چنین مواردی خونسردی شما را از بین ببرند.
...هستی
...سلام دوستان


اگر جز بهترین را نپذیرید اغلب اوقات همان بهترین را دریافت می کنید.

آیا نتایجی را که تا به حال گرفته اید شایسته شما هستند؟

هنری فورد: چه فکر کنید که میتوانید و چه نمیتوانید در هر صورت حق با شماست.

ما منبع بی پایانی هستیم از احتمالات قابل ظهور و قدرت خداگونه ای برای عینیت بخشیدن به خواسته هایمان داریم.

هدف اصلی زندگی احساس و تجربه لذت است. شادی درونی جوهره موفقیت است. به دنبال خوشی خودتان بروید. خودتان را با چیزهایی که آرزو دارید تصور کنید
شمع چهارم و احساس خوشبختی
شمعها به آرامي مي سوختند.فضا به قدري آرام بود كه مي توانستي صحبتهاي آنها را بشنوي .اولي گفت : من صلح هستم ! با وجود اين هيچكس نمي تواند مرا براي هميشه روشن نگه دارد.من معتقدم كه از بين ميروم.سپس شعله اش به سرعت كم شد و از بين رفت....دومي گفت: من ايمان هستم !با اين وجود من هم ناچارا مدت زيادي روشن نمي مانم بنا بر اين معلوم نيست كه چه مدت روشن باشم ...وقتي صحبتش تمام شد نسيم ملايمي بر آن وزيد و شعله اش را خاموش كرد. .شمع سوم با ناراحتي گفت :من عشق هستم و آنقدر قدرت ندارم كه روشن بمانم مردم مرا كنار مي گذارند و اهميت مرا درك نمي كنند .آنها حتي عشق ورزيدن به نزديكترين كسانشان را هم فراموش ميكنند.و كمي بعد او هم خاموش شد.ناگهان پسري وارد اتاق شد و شمع هاي خاموش را ديد و گفت چرا خاموش شده ايد قرار بود كه شما تا ابد روشن بمانيد و با گفتن اين جمله شروع به گريه كرد ..سپس شمع چهارم گفت نترس. ..تا زماني كه من روشن هستم مي توانيم شمع هاي ديگر را دوباره روشن كنيم "من اميد هستم" پسر با چشمهاي درخشان شمع اميد را برداشت و شمع هاي ديگر را روشن كرد...

Feed Back
kapitalist
11/17/2008 3:54:53 PM
This is a page written in Arabic to invite you to the author's other blog. This blog to which the reader has been invited is about the power of youth and positive thinking to bring about change.

Nusaiba
1/4/2008 11:28:40 AM
I am confused, how do you read it?

magicalmysterytour
1/4/2008 10:14:11 AM
Hey this is nice.

Wyvrx
10/19/2007 7:28:39 AM
Just swinging by to say hi! :)

GGR1360
9/3/2007 2:29:25 PM
وقتي زندگي چيز زيادي به شما نميدهد ، دليلش آن است که شما هم چيز زيادي از او نخواسته ايد .


Please login to post a comment.


NewBlog.com is a free blogging service provided by Ripside Interactive, Inc.